|
زين چمن
زين چمن ني به بوي گل نه با باد بهاران زنده ام
كابل پاييز ١٣٦٥ هجري شمس
|+| نوشته شده توسط اشعارقهارعاصي-رو نویسی اشعار: زینت نور در چهارشنبه دهم تیر 1388 چشمهايت
چشمهايت دو شاهدخت يكي ولايت بنام ويداست چشمهايت دو ركعت فرض از نماز اجابت عذر صبحگاهان دو خواهر راز داري هم ز لطفهاي جواني شان دو لحن شيرين دو باغ ناجو دودست ناخورده جام جادو
|+| نوشته شده توسط اشعارقهارعاصي-رو نویسی اشعار: زینت نور در شنبه ششم تیر 1388 سفري
سفري آيينه شكست آيينه دارم سفري شد امروز عزا دار دل مرده ي خويشم بيكس تر از آنم كه توان برد گمانش جان بود و جهان گوهر نو يافته ي من ازلطف، همه شيرواز آداب ، همه شهد پاييز فراز آمد و گسترده بساطش دل بود و نفس بود و تماميت من بود اسباب رفاقت سخنش بود و نگاهش
|+| نوشته شده توسط اشعارقهارعاصي-رو نویسی اشعار: زینت نور در جمعه بیست و دوم خرداد 1388 تنهايي
تنهايي گريبان گير جان خويشم از بسيار تنهايي دلي كه داشتم ديوانه گيهايش زپا افگند خموشيهاي من در پرده هايش رنگ ميگردد به هر جمعي كه آواز محبت ميشود بالا صداي آ شنا ره ميكشايد از درون اما هميشه چشم من ازهمسرايان دستياري بود كابل - تابستان - ١٣٦٩
|+| نوشته شده توسط اشعارقهارعاصي-رو نویسی اشعار: زینت نور در پنجشنبه بیست و هشتم آذر 1387 |
|

