تبليغاتX
بهشت هفتمین
 زين چمن

 

زين چمن

ني به بوي گل نه با باد بهاران زنده ام
زين چمن دردي بجان دارم كه با آن زنده ام


مشعلي از دور دستيها نويدم ميدهد
تا كه او در ديده ام باشد نمايان زنده ام


گاه ديوارم گهي ويرانه گاهي هم درخت
پشت بر كوه دل به دريا رخ به طوفان زنده ام

كابل ‌ پاييز  ١٣٦٥ هجري شمس

 

 

|+| نوشته شده توسط اشعارقهارعاصي-رو نویسی اشعار: زینت نور در چهارشنبه دهم تیر 1388 
 چشمهايت

 

 

چشمهايت

دو شاهدخت يكي ولايت بنام ويداست چشمهايت
دو خط فرمان خواجگي بر قلمرو ماست چشمهايت

دو ركعت فرض از نماز اجابت  عذر صبحگاهان
دو آيت راز رستگاري دو بال عنقاست چشمهايت

دو خواهر راز داري هم ز لطفهاي جواني شان
چه در هماهنگي هميشه چقدر زيباست چشمهايت

دو لحن شيرين دو باغ ناجو دودست ناخورده جام جادو
پيامداران سبز جنگل خداي درياست چشمهايت
 
چقدر شاد و چقدر شيرين  چه در تسلا و لطف ديرين
چه ناتمام و چه بر گزيده چه رو به فرداست چشمهايت


كابل ‌‌- پاييز  ١٣٦٩

 

|+| نوشته شده توسط اشعارقهارعاصي-رو نویسی اشعار: زینت نور در شنبه ششم تیر 1388 
 سفري

 

سفري

آيينه شكست آيينه دارم سفري شد
باغم به ره افتاد و بهارم سفري شد

امروز عزا دار دل مرده ي خويشم
ديروز ز دعا خوان مزارم سفري شد

بيكس تر از آنم كه توان برد گمانش
ياران بشتابيد كه يارم سفري شد

جان بود و جهان گوهر نو يافته ي من
هيهات همه دار و ندارم سفري شد

ازلطف، همه شيرواز آداب ، همه شهد
اسباب خوشي ، رونق كارم سفري شد

پاييز فراز آمد و گسترده بساطش
طاووس پر از نقش و نگارم سفري شد

دل بود و نفس بود و تماميت من بود
آرامش خاطر زكنارم سفري شد

اسباب رفاقت سخنش بود و نگاهش
مجموعه ي قدسي قرارم سفري شد

 

|+| نوشته شده توسط اشعارقهارعاصي-رو نویسی اشعار: زینت نور در جمعه بیست و دوم خرداد 1388 
 تنهايي

 

تنهايي

گريبان گير جان خويشم از بسيار تنهايي
سرم ميريزد امشب از دروديوار تنهايي

دلي كه داشتم ديوانه گيهايش زپا افگند
سري تا مي بر آرم ميدهد آزار تنهايي

خموشيهاي من در پرده هايش رنگ ميگردد
چه ساز روشني دارد به چشم يار تنهايي

به هر جمعي كه آواز محبت ميشود بالا
خيالي را به خونم ميكند بيدار تنهايي

صداي آ شنا  ره ميكشايد از درون اما
گلو ميگيرد م اندوه دريا بار تنهايي

هميشه چشم من ازهمسرايان دستياري بود
ولي اينك رفيق  راه غربتسار تنهايي

كابل ‌‌- تابستان ‌- ١٣٦٩

 

 

 

|+| نوشته شده توسط اشعارقهارعاصي-رو نویسی اشعار: زینت نور در پنجشنبه بیست و هشتم آذر 1387