تبليغاتX
QahaarAssi
 
     

 

 
 

دوستان

نگاه

حيدري وجودي
صوفي عشقري
قادر مرادی
نميدانم چي بنويسم
چکیده های از باران
پریان باستان
راه سبز
فرشته سید
پناه
مهاجر

ريشه هاي رويش

نامه  پست نشده

ايلمير

موزيك

سنگ و ستاره

طلوع دوباره

فرهنگ دهخدا

بلوگفا

مطالب اخیر

 

هفته سوم مهر 1388
هفته سوم مرداد 1388
هفته چهارم تیر 1388
هفته سوم تیر 1388
هفته دوم تیر 1388
هفته اوّل تیر 1388
هفته چهارم خرداد 1388
هفته چهارم آذر 1387
هفته چهارم شهریور 1387
هفته اوّل فروردین 1387
هفته دوم اسفند 1386
هفته دوم بهمن 1386
هفته اوّل بهمن 1386
هفته سوم دی 1386
هفته دوم دی 1386
هفته چهارم شهریور 1386
هفته دوم شهریور 1386
هفته اوّل شهریور 1386
هفته چهارم مرداد 1386
هفته چهارم تیر 1386
هفته سوم اردیبهشت 1386
هفته چهارم فروردین 1386
هفته چهارم اسفند 1385
هفته سوم اسفند 1385
هفته اوّل اسفند 1385
اسفند 1385







































 

 

     

 

اگر عزم دگر ديار می بايد كرد
سيرو سفر مزار می بايد كرد
فردا كه نه نوروز بود نی گل سرخ
در پای چه كس بهار می بايد كرد

به قامتی از چراغ و ايمان وتفنگ
گاهی همه آب و گاه ديگر همه سنگ
در معركه گاه عشق با نام شهيد
نه گفت و برافراشت بسر پرچم جنگ

هنگامه سبز مرغزار آخر شد
من چشم براه و انتظار آخر شد
پاييز رسيد و كشت ها داس افتاد
ای يار كجايی كه بهار آخرشد

چون كوه اگر چه پايدار م به غمت
ميهن غم ديگري ندارم به غمت
خون تعبيه ميكنم گل و سنگ ترا
هر تلخ دمی كه می برارم به غمت

روزی كه ترا تراش ميكرد خدا
نقشی ز خودش تلاش ميكرد خدا
چون كار به چشم ها زيبا شد
سر دل خويش فاش ميكرد خدا

 

من درد بدوش شام تار وطنم
دلپخته رنج روزگار وطنم
آهم همه انتظار،اشكم همه صبر
من خاطره دار حال زار وطنم

ياراز وطن خويش فراری شد و رفت
از ده و ديارش متواری شد و رفت
بر مزرعه و باغچه اش
از آتش و خون گلوله باری شد رفت

هر تن كه زجمع انجمن می شكند
ولله كمر و بازوی من می شكند
سر تا قدم از هزار جا می شكنم
هر شاخه گلی كه زين چمن می شكند

بايد علم بهار و باران افراشت
تا حوصله هست شخم بايد زد و كشت
ما سبز شويم يا نه غم نيست مگر
اين مزرعه را سبز نگه بايد داشت

تا ژنده ای عشق حق بر افراخته ايم
از مخمل خون به تن كفن ساخته ايم
ما مفت نه سهم می بريم از آفتاب
دامن دامن ستاره پرداخته ايم


+ ;چهارشنبه شانزدهم اسفند 1385 ; -اشعارقهارعاصي-رو نویسی اشعار: زینت نور;