تبليغاتX
QahaarAssi
 
     

 

 
 

دوستان

نگاه

حيدري وجودي
صوفي عشقري
قادر مرادی
نميدانم چي بنويسم
چکیده های از باران
پریان باستان
راه سبز
فرشته سید
پناه
مهاجر

ريشه هاي رويش

نامه  پست نشده

ايلمير

موزيك

سنگ و ستاره

طلوع دوباره

فرهنگ دهخدا

بلوگفا

مطالب اخیر

 

هفته سوم مهر 1388
هفته سوم مرداد 1388
هفته چهارم تیر 1388
هفته سوم تیر 1388
هفته دوم تیر 1388
هفته اوّل تیر 1388
هفته چهارم خرداد 1388
هفته چهارم آذر 1387
هفته چهارم شهریور 1387
هفته اوّل فروردین 1387
هفته دوم اسفند 1386
هفته دوم بهمن 1386
هفته اوّل بهمن 1386
هفته سوم دی 1386
هفته دوم دی 1386
هفته چهارم شهریور 1386
هفته دوم شهریور 1386
هفته اوّل شهریور 1386
هفته چهارم مرداد 1386
هفته چهارم تیر 1386
هفته سوم اردیبهشت 1386
هفته چهارم فروردین 1386
هفته چهارم اسفند 1385
هفته سوم اسفند 1385
هفته اوّل اسفند 1385
اسفند 1385







































 

 

     

 

تنهايي

گريبان گير جان خويشم از بسيار تنهايي
سرم ميريزد امشب از دروديوار تنهايي

دلي كه داشتم ديوانه گيهايش زپا افگند
سري تا مي بر آرم ميدهد آزار تنهايي

خموشيهاي من در پرده هايش رنگ ميگردد
چه ساز روشني دارد به چشم يار تنهايي

به هر جمعي كه آواز محبت ميشود بالا
خيالي را به خونم ميكند بيدار تنهايي

صداي آ شنا  ره ميكشايد از درون اما
گلو ميگيرد م اندوه دريا بار تنهايي

هميشه چشم من ازهمسرايان دستياري بود
ولي اينك رفيق  راه غربتسار تنهايي

كابل ‌‌- تابستان ‌- ١٣٦٩

 

 


+ ;پنجشنبه بیست و هشتم آذر 1387 ; -اشعارقهارعاصي-رو نویسی اشعار: زینت نور;


 
 با درود به روان شاد عاصي شهيد

دوستان عزيز: سلام و محبت نثارتان . دوستاني به وجود كم كاريهايم محبت ميكنند و تشويقم ميكنند كه واقعا سزاوار آن نيستم. و عده يي هم گلايه دارند كه "بهشت هفتمين"  بروز نميشود و بايد مسدود شود. به اين دوستان ميخواهم بگويم كه اقلا آرشيف "بهشت هفتمين من" دريچه يست گشوده ،به روي آنانكه به اينجا ره مي يابند. فضاي فرهنگي ما نهايت مايوس كننده است. فرهنگيان ما هنوز ميان ديوانهاي صايب و سهيلي به دنبال شعرميگردند تا خواهشات عاشقانه هاي جواني شان را تازه نگه دارند ولي "عاصي" كه همه زندگي در آتش خشم اشغال و كوچ، سوخته سوخته سوخت وازخاكسترش هم بال نوشت، پرواز نوشت، عاصي ايكه كنار چراغ تيلي نشست تا "يل و كچكن" بنویسد.ناشناخته ماند. دریغ که امروز  آن چراغ نوشته ها  روي تاقچه هاي كتابخانه ها خاك ميخورد. "عاصي" امروز به نام قوم و انديشه گروپبندي و حتي تردد ميشود. جامعه فرهنگي ما "عاصي" و "عاصي" ها را ناديده عبورميكنند. جوانان ما با فروغ و سپهري  كه سه تا چهار دهه از مرگ شان ميگذرد بيشتر آشنا هستند  تا با "عاصي" و عشقري.  مگر "عاصي " صداي شعر مقاومت سرزميني به گلوله بسته ما نبود كه بود.مگرعشقري آهنگ لالايي ، فرهنگ عاميانه ، فرهنگ بومي كوچه ها و پس كوچه هاي كابل جان و سرك سنگي و ده اففانان و چنداول ما نبود كه بود. ويبلاگ عاصي  فقط در چند ويبلاگ كه مربوط  تشنه گان ادبيات راستين و ادبيات شسته ی سرزمين ما است، لينك شده و بس .ويبلاگ عشقري و حيدري وجودي همچنان.من كاپي لينك ويبلاگ عشقري وعاصي را به همه سايتها فرستادم تا جوانان ما بتوانند به اين شعرها دسترسي پيداكنند.اما ويبلاگها لينك نشد خيلي جاها هم ترجيع دادند سايتهاي را لينك كنند كه با آنها دوستي و همفكري دارند. من حتي گاهي به يك سايت كه ويبلاگ "عاصي" را برداشت، نوشتم كه اگرجاي خيلي هم تنگ ميشود آدرس "نگاه" را برداريد.... به هر حال. سعي ميكنم بيشتر بنويسم و روي ويبلاگ "بهشت هفتمين" كار كنم ولي لطفا شما هم كمك كنيد اقلا به هر ويبلاگي كه براي خود پيام مي نويسيد با يك پيام كوتاه، لينك عاصي را  هم درج كنيد.من مي نويسم كه خوانده شود واگرخواننده نداشته باشد نوشتن و صرف وقت براي چه ؟ سپاس.

 

برآمدن


چنان مبارك و بي انتها ز خانه برآمد
كه درقفاي وي از بام و در ترانه بر آمد

چراغ وسوسه يي از بهار راه چمن زد
گلي زباغ و تذروي از آشيانه بر آمد

نهال نورس شايسته هزار بهشتم
چه نا تمام عزيز و چه نازدانه بر آمد

خوشا خوشا گل سوري كه با بر آمدن ازخود
صداي مردم عاشق بدين بهانه بر آمد

 

كابل ٣٠  دلو ١٣٦٦ هجري شمسي

.....................

تو

توشب به جلوه شدي دود ماهتاب بر آمد
تو لب بخنده گشودي و آفتاب بر آمد


تو راه باغ گرفتي هوا هواي طرب شد
تو رخ به رود نمودي غريو آب بر آمد


تو گل به موي زدي و پرنده ي غم عاشق
ترانه ي بلب از بستر گلاب بر آمد


تو رفتي آتش تنهايي آب كرد وجودم
تو  آمدي و دل تنگم از عذاب بر آمد

..................


+ ;شنبه بیست و سوم آذر 1387 ; -اشعارقهارعاصي-رو نویسی اشعار: زینت نور;