چشمهايت
دو شاهدخت يكي ولايت بنام ويداست چشمهايت
دو خط فرمان خواجگي بر قلمرو ماست چشمهايت
دو ركعت فرض از نماز اجابت عذر صبحگاهان
دو آيت راز رستگاري دو بال عنقاست چشمهايت
دو خواهر راز داري هم ز لطفهاي جواني شان
چه در هماهنگي هميشه چقدر زيباست چشمهايت
دو لحن شيرين دو باغ ناجو دودست ناخورده جام جادو
پيامداران سبز جنگل خداي درياست چشمهايت
چقدر شاد و چقدر شيرين چه در تسلا و لطف ديرين
چه ناتمام و چه بر گزيده چه رو به فرداست چشمهايت
كابل - پاييز ١٣٦٩