زين چمن
ني به بوي گل نه با باد بهاران زنده ام
زين چمن دردي بجان دارم كه با آن زنده ام
مشعلي از دور دستيها نويدم ميدهد
تا كه او در ديده ام باشد نمايان زنده ام
گاه ديوارم گهي ويرانه گاهي هم درخت
پشت بر كوه دل به دريا رخ به طوفان زنده ام
كابل پاييز ١٣٦٥ هجري شمس